تبليغاتX
شهيد كريم برگیKARIM1366

سيزده رجب المرجب سالروز ولادت با سعادت حيدركرار شيرميدان كارزار اميرالمؤمنين علي(ع) است. گفتن ونوشتن دروصف اين امام همام بسي مشكل است چرا كه دروصف آن ابرمرد صحنه سخا ووفا وآن دلاور مرد درمقابل اشقيا وآن مهربان درمقابل ضعفا كجا وبيان ناقص اين حقير كجا، ودراين رابطه چاره كار را دراين ديدم كه براي معرفي اوصاف آن امام همام كه درراس قله رفيع انسانيت وكمال مطلق است به كلام حضرتش كه «دون كلام خالق وفوق كلام مخلوق» است پناه ببريم واز زبان آن مولا ومقتدا وآن امام راهنما، امير مومنان علي(ع) به معرفي حضرتش بپردازيم.

حضرت امير المومنين علي(ع) درخطبه 37نهج البلاغه خود را چنين معرفي مي‌كند:«هنگامي كه همه سستي ورزيدند، به كار پرداختم،وآنگاه كه همه نهان شدند، خود را آشكار ساختم، وچون همه درگفتار درماندند، به گشادگي سخن گفتم، وگاهي كه همه ايستادند، به نورخدا درراه تاختم.آوايم فروتر از همگان ورتبتم برتر از اين وآن درراه فضيلت عنان گشاده راندم، ومركب مسابقت را از همه پيشتر جهاندم. همانند كوهي- ايستاده بودم- كه تندرش نتوان جنباند، وگردباد نتواندش لرزاند. نه كسي را برمن جاي خرده‌اي بود،ونه گوينده‌ را مجال طعنه‌اي. خوار نزد من گرانمقدر تا هنگامي كه حق او را بدو برگردانم، ونيرومند خوار تا آنگاه كه حق را ازاو بازستانم. قضاي الهي را پذيرفته‌ايم وفرمان او را گردن نهاده.

پنداريد كه من بررسول خدا دروغ مي‌بندم. به خدا مننآآ نخست كسي بودم كه بدو ايمان آوردم ونخست كس نباشم كه براو دروغ بندم. دركار خود نگريستم، ديدم پيش از بيعت، پيمان طاعت بر عهده دارم، واز من براي ديگري ميثاق ستده‌اند كه آنچه آيد بپذيرم ودم بر نيارم.»

میلاد مولود کعبه از ازل تا ابد امام عدالت محور و امام رحمت که به حق پدر امت اند (وروز پدر) برهمه پیروان آن امام همام مبارک وخجسته باد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 7:46  توسط محمدبرگی  | 

شهادت دهمین اختر تابناک آسمان امامت وولایت حضرت امام علی النقی الهادی(ع) تسلیت وتعزیت عرض می کنم واز درگاه حضرت باریتعالی میخواهم که درراه حضرات معصومین علیه السلام قدم گذاشته وبه پیروی آنان مفتخر باشیم. به مناسبت شهادت آن امام همام گزیده ای از بخشش وکرم آن معصوم را برای عزیزان از منابع نقل می کنیم امید است مورد توجه عزیزان قرارگیرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 19:5  توسط محمدبرگی  | 

ماه مبارک رجب آمده تا دلهای مجذوب را به ميهمانی شعبان ببرد.

رجب واقعاً ماه خداست. ماهی که تلنگری به دلت ميخورد که معبودت را چگونه می پرستی و....

خوشا به حال آنانکه رجب را از پيشگاه معبود شروع کردند و به سوی نور شتافتند.

هلال ماه رجب، زندگي و تولـدي دوباره را بـه عاشقان نويد مي دهد. ماه رجـب فصل جديدي در كتاب زندگي مي گشايد كه از عطر دل انگيز نيايش سرشار است. پيامبر رحمت (صلي الله عليه و آله) با ديدن هلال ماه مبارك رجب، دست به دعا بر مي داشت و پس از حمد و ثناي الهي، سي بار تكبير و لااله الا اللّه مي گفت و مي فرمود: ماه رجب، ماه استغفار براي امت من است. در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده مهربان است.

در ماه رجب فرشته اي تا صبح اينگونه ندا مي دهد: خوشا به حال رجبيّون، خوشا به حال آنان كه والايي ماه رجب را دريافته اند، خوشا به حال آنان كه از بركت ماه رجب نصيبي اندوخته اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 8:56  توسط محمدبرگی  | 

در كتاب امالى شيخ صدوق ، از مفضل بن عمر نقل شده است كه گفت : به امام صادق عليه السلام گفتم : ولادت حضرت فاطمه عليهاالسلام چگونه بوده است ؟
امام فرمود: هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله با خديجه عليهاالسلام ازدواج كرد، زنان مكه از خديجه كناره گيرى نمودند و نزد وى نمى رفتند، به او سلام نمى كردند، و به هيچ زنى اجازه نمى دادند كه با او معاشرت و تماس داشته باشد. اين برخورد زنان سبب ناراحتى و اندوه خديجه شد، البته غم و اندوه وى بيشتر براى پيامبر اسلام بود كه مبادا آسيبى متوجه وى گردد.
وقتى خديجه به حضرت فاطمه حامله شد، فاطمه در رحم مادر همدم او بود و با مادرش سخن مى گفت ، و وى را به صبر توصيه مى نمود، خديجه اين موضوع را از رسول خدا مخفى مى داشت تا اينك يك روز پيامبر نزد خديجه آمد و شنيد كه با او كسى سخن مى گويد، پس به او گفت : اى خديجه ! با چه كسى سخن مى گويى ؟ خديجه گفت : با اين بچه اى كه در رحم دارم ؛ او با من سخن مى گويد و مونس ساعات تنهايى من است .
رسول خدا فرمود: اى خديجه ! جبرئيل مرا بشارت داده كه او دختر است ، و گفته كه او منشاء نسلى پاك و مبارك است و خداوند تبارك و تعالى مقدر نموده كه نسل من از طريق او برقرار و پايدار بماند، و مقرر فرموده كه فرزندان او پس از انقطاع وحى امام و خليفه خدا در زمين باشند.
خديجه دائما در همين حال بود تا اينكه هنگام وضع حمل وى فرا رسيد، پس كسى را نزد زنان قريش و بنى هاشم فرستاد كه بياييد و مرا در امر تولد فرزند يارى نماييد. آنان در جواب گفتند: چون تو سخن ما را درباره ازدواج با محمد صلى الله عليه و آله ناديده گرفتى و با آن مرد فقير و يتيم ازدواج كردى ، پس ما نزد تو نخواهيم آمد و تو را در اين امر يارى نخواهيم نمود.

خديجه از شنيدن اين جواب غمگين شد؛ در همان حال چهار زن گندمگون و بلندبالا كه خديجه فكر مى كرد از زنان بنى هاشم هستند نزد او حاضر شدند، هنگامى كه خديجه آنها را ديد اظهار درد و ناراحتى كرد، يكى از آنان گفت : اى خديجه ! نگران نباش ، زيرا ما فرستاده خداييم تا تو را در امر زايمان كمك كنيم ، ما خواهران تو هستيم ، من ساره هستم ، و اين بانو آسيه دختر مزاحم است كه در بهشت دوست و همراه تو خواهد بود، و اين مريم دختر عمران ، و آن ديگر كلثم خواهر موسى بن عمران است ، پس يكى از آنان در سمت راست خديجه ، و يكى در طرف چپ وى ، و ديگرى در مقابل او و چهارمى ايشان در بالاى سر او نشستند، و بدين ترتيب خديجه ، حضرت فاطمه عليهاالسلام را در حالى كه پاك و پاكيزه بود، به دنيا آورد.
هنگامى كه آن حضرت متولد شد نورى از او ساطع گرديد و داخل خانه هاى مكه شد به طورى كه در شرق و غرب اين شهر خانه اى باقى نبود مگر آنكه نور در آن داخل شده بود، آنگاه ده تن از حورالعين در حالى كه به دست هر كدامشان يك طشت و ابريقى از بهشت كه پر از آب كوثر بود داخل اتاق شدند، آن بانويى كه در پايين پاهاى خديجه قرار گرفته بود آن ظرفها را از دست ايشان گرفته و فاطمه عليهاالسلام را با آب كوثر شستشو داد، سپس ‍ طفل را در دو حوله سفيد و خوشبو پيچيد و بعد از آن از او خواست كه سخن بگويد، پس فاطمه زبان گشود و فرمود: شهادت مى دهم كه معبودى جز خداى يگانه وجود ندارد، و شهادت مى دهم كه پدرم رسول خدا و برترين پيامبران است و همسرم على برترين اوصيا، و فرزندانم برترين بازماندگان و سرور مردمان هستند؛ و پس از اين گفتار به آن بانوان سلام كرد و هر يك را به نامشان خطاب كرد، پس آنان خندان و شادمان گرديدند و تولد او را به يكديگر گفتند و اهل آسمان نيز ولادت او را به يكديگر تبريك مى گفتند، و به واسطه تولد فاطمه در آسمان نيز نور خيره كننده اى ظاهر گرديد كه ملائكه پيش از آن نظير آن را نديده بودند. پس آن زنان به خديجه گفتند: اين مولود پاك و مبارك را بگير كه در خود او و نسل او بركت قرار داده شده ، خديجه در حالى كه خوشحال و مسرور بود فاطمه را در آغوش گرفت و پستان خود را در دهان او نهاد و شير در دهان او جارى نمود، و اين نوزاد از رشد فوق العاده اى برخوردار بود به طورى كه در هر روز به اندازه يك ماه ، و در هر ماهى به اندازه يك سال رشد مى كرد.

شيخ صدوق در كتاب معانى الاخبار از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده :
نور فاطمه قبل از اينكه زمين و آسمان خلق شوند آفريده شد.
بعضى از مردم گفتند: اى رسول خدا! پس او از جنس بشر نيست ؟
پيامبر فرمود: فاطمه حوريه اى در لباس انسان است .
گفتند اى رسول خدا! چگونه امكان دارد كه كسى حوريه و در عين حال انسان باشد؟
فرمود: خداوند متعال قبل از اينكه حضرت آدم را بيافريند فاطمه را در آن هنگامى كه ارواح مخلوقات را خلق مى كرد، از نور خود آفريد، پس هنگامى كه آدم را آفريد، فاطمه را به او نشان داد.
گفته شد: اى رسول خدا! فاطمه در آن زمان كجا بود؟
فرمود: نور او در حفره اى زير ساق عرش قرار داشت .
گفتند: اى رسول خدا! طعام وى چه بود؟
فرمود: تسبيح و تقديس و تهليل  و تحميد؛ هنگامى كه خدا حضرت آدم را آفريد و مرا از صلب او خارج نمود (متولد شدم )، اراده نمود كه فاطمه را از صلب من خارج كند، پس آن نور را در سيبى قرار داد و جبرئيل آن سيب را نزد من آورد و گفت : اى محمد! سلام ، رحمت و بركات خدا بر تو باد.
گفتم : اى حبيب من ! بر تو باد سلام و رحمت و بركات او.
جبرئيل گفت : اى محمد! خدا به تو سلام مى رساند.
گفتم : هر چه سلام (سلامتى ) است از طرف اوست و به سوى او باز خواهد گشت .
گفت : اى محمد! اين سيب تحفه اى است كه خداوند مهربان آن را از بهشت براى تو فرستاده . و من آن سيب را گرفته و به سينه خود نهادم .
جبرئيل گفت : اى محمد! خداوند مى فرمايد كه اين سيب را بخورى . هنگامى كه آن سيب را تكه كردم نورى از آن ساطع گرديد كه موجب تعجب من شد، و جبرئيل كه تاءخير و تاءمل مرا در خوردن سيب مشاهده كرد، گفت : اى رسول خدا! چرا آن را نمى خورى ؟ بخور و نترس ، زيرا آنچه ديدى نور بانويى است كه در آسمان ((منصوره )) و در زمين ((فاطمه )) خواهد بود.
گفتم : اى جبرئيل ! چرا در آسمان منصوره و در زمين فاطمه است ؟
گفت : در زمين فاطمه ناميده شد براى اينكه پيروان و شيعيان خود را از آتش ‍ نجات مى دهد و دشمنانش از محبت او محروم خواهند بود، و در آسمان به اين جهت منصوره است كه خدا فرمود: ((در روز قيامت ، مؤ منان از نصر و يارى خدا خشنود مى شوند، و خداوند هر كه را خواهد يارى كند))، و مقصود از نصرت خدا براى مؤ منان ، همانا شفاعت و امداد فاطمه براى شيعيان و دوستدارانش مى باشد.
بيان : شايد اين تاءويل بر اين اساس باشد كه لفظ ((من بعد)) در آيه قبل را اشاره به روز قيامت بدانيم .

 

شيخ صدوق در كتاب علل الشرايع ، از امام باقر عليه السلام ، از جابر بن عبدالله نقل مى كند:
به پيامبر خدا گفته شد: اى رسول خدا! چگونه است كه اين قدر فاطمه را مى بوسى و او را در آغوش مى گيرى و نزديك خود مى نشانى ، و به او لطف و محبتى روا مى دارى در حالى كه ساير دخترانت از آن (لطف و محبت مخصوص ) بى بهره اند؟!
رسول خدا فرمود: جبرئيل سيبى از سيبهاى بهشت براى من آورد و من آن را خوردم ، و از آن سيب نطفه اى در صلب من پديدار گشت ، و هنگامى كه با خديجه همبستر شدم وى به فاطمه حامله گرديد، پس فاطمه بوى بهشت مى دهد و من هرگاه او را مى بويم بوى بهشت به مشامم مى رسد.

 

شيخ صدوق در كتاب علل الشرايع به نقل از ابن عباس گويد:
عايشه بر رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شد در حالى كه پيامبر فاطمه را مى بوسيد، پس به او گفت : اى رسول خدا! آيا او را خيلى دوست مى دارى ؟
پيامبر فرمود: آرى ، به خداوند سوگند اگر مى دانستى كه چقدر او را دوست مى دارم تو نيز او را بيشتر دوست مى داشتى ، زيرا هنگامى كه در شب معراج مرا به آسمان چهارم بردند، جبرئيل اذان گفت و ميكائيل اقامه ، آنگاه به من گفته شد: اى محمد! جلو بيا و نماز بگزار.
گفتم : اى جبرئيل ! با بودن تو من چگونه جلو بايستم و نماز بگزارم ؟ گفت : بله ، به درستى كه خداوند عزيز پيامبران مرسل خود را بر ملائكه مقربش ‍ فضيلت و برترى داده است و علاوه بر آن تو را نيز نسبت به ايشان ، فضيلت مخصوصى عطا فرموده است . پس جلو رفتم و با ساكنان آسمان چهارم نماز گزاردم ، و وقتى به طرف راست برگشتم (حضرت ) ابراهيم را ديدم كه در يكى از باغهاى بهشت قرار گرفته و گروهى از ملائك در اطراف ايشان اجتماع نموده اند.
سپس وقتى به سوى آسمان پنجم و ششم بالا مى رفتم ندايى شنيدم كه گفت : اى محمد! پدر تو ابراهيم پدرى خوب و برادرت على (عليه السلام ) برادرى شايسته است . هنگامى كه به سراپرده ها رسيديم جبرئيل دستم را گرفت و داخل بهشت نمود، در آنجا درختى نورانى توجه مرا جلب كرد در حالى كه دو فرشته آن را به زيورهايى مى آراستند، پس گفتم : اى جبرئيل ! اين درخت از آن چه كسى است ؟ گفت : آن درخت على بن ابى طالب است و اينها تا روز قيامت وظيفه دارند آن را زينت نمايند.
وقتى كمى جلوتر رفتم با خرمايى مواجه شدم كه از كره نرمتر و از مشك خوشبوتر و از عسل شيرين تر بود، من يكى از آنها را خوردم و در اثر آن نطفه اى در پشت من به هم رسيد؛ هنگامى كه به زمين برگشتم با خديجه همبستر شدم و وى به فاطمه حامله گرديد، پس فاطمه حوريه اى انسيه است كه هرگاه اشتياق بهشت پيدا مى كنم بوى او را استشمام مى نمايم .

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 12:24  توسط محمدبرگی  | 

    حضـور در مساجد ، يعـنى حضـور در مقدس ترين نقطه زمين و محبوترين مكان نزد خداى متعال .
    مسجد ، نامى آشنا براى خداپرستان است كه در آن مى توان به آرامش قلبى رسيد و از عبادت در آن به اوج بندگى و كرامت رسيد .
    از آنجا كه مسجد خانه ى خداست و نيايشگاه انبيا ، اوليا و محل اجتماع مسلمانان براى پرستش خداوند بخشنده مهربان ، آن را بهترين جاى زمين دانند .
    مساجد مظاهر دين و شعائر و نشانه هاى دين است كه مردم به وسيله آن به ياد دين مى افتند ، و در آنها نشسته احكام دين را مى آموزند و صورت دين را در اذهانشان حفظ مى كنند .
    اگر زيارت خانه خدا را عمره مى گويند ، بخاطر همين است كه زيارت مردم مايه آبادانى بيت الله الحرام است .
    كلمه مسجد اسم مكانى است كه سجده در آن انجام مى شود ، مانند خانه اى كه بخاطر سجده براى خدا ساخته مى شود ، و اگر اعضاء سجده را كه عبارتند از پيشانى و دو كف دست و دو سر زانو و نوك شست پاها ، مسجد مى نامند براى اين است كه اينها نيز بنوعى با سجده ارتباط دارند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 12:25  توسط محمدبرگی  | 

حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه عليها
نام : فاطمه
كنيه : ام الحسنين ، ام الائمة المعصومين ، ام المومنين ، ام ابيها
لقب : بتول ( بمعنى پاكيزه ) خيرالنساء ، رضيه ، محدثه ، طاهره ، مطهره صديقه ، عذراء ، سيده ، زكيه ، مباركه ، معصومه
پدر: حضرت محمد ، رسول اللّه (ص )
مادر: خديجه بنت خويلد زن فداكار اسلام ، نخستين زنى كه به پيامبر اسلام ، حضرت محمد (ص ) ايمان آورد.
تاريخ ولادت : جمعه 20 جمادى الثانى ، سال پنجم بعد از بعثت پيامبر (ص ) 45 سال بعد از عام الفيل
مكان ولادت : مكه
مدت عمر : هيجده سال و اندى
علت شهادت : بدنبال مبارزات آن حضرت با غاصبان امامت و ولايت ، در اثر لگدزدن به پهلوى آن بزرگوار و تحت فشار قرار دادن آن حضرت ميان در و ديوار كه به شهادت آن بزرگوار و فرزندش محسن (سقط جنين ) انجاميد.
زمان شهادت : سوم جمادى الثانى ، سال 11 هجرى ، مصادف با سال رحلت پيامبر (ص ) كه به آن عام الحزن (سال حزن و اندوه ) مى گويند.
مكان شهادت و دفن : در مدينه در منزلش پهلوى مسجدالنبى به شهادت رسيد و در مدينه به خاك سپرده شد.


مشهور اين است حضرت فاطمه سلام اللّه عليها در سال پنجم بعثت و در روز بيستم جمادى الاخر در شهر مكه متولد شد.
دوران كودكى آن حضرت با اوج سختگيرى و فشارهاى گوناگون مشركين نسبت به مسلمانان مصادف بود. پس از هجرت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم از مكه به مدينه ، حضرت فاطمه (س ) به همراه فاطمه بنت اسد مادر گرامى على (ع ) و فاطمه دختر عموى رسول خدا و عده اى ديگر، با همراهى على (ع ) به مدينه هجرت فرمود.
در مدينه بود كه ازدواج مقدس و مبارك حضرت على (ع ) با فاطمه (س ) به وقوع پيوست . ثمره اين پيوند الهى حسن و حسين (ع ) سيد جوانان اهل بهشت و حضرت زينب كبرى و زينب صغرى (ام كلثوم ) بود. مراسم ازدواج على (ع ) و فاطمه (س ) را روز اول يا ششم ذى الحجه سال دوم يا سوم هجرى نوشته اند.
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود: فاطمه عليهاالسلام از بهترين زنان بهشت است و نيز فرمود: خداوند به غضب تو (فاطمه ) غضب مى كند و به خشنودى تو خشنود مى گردد. و نيز فرمود: فاطمه پاره تن من است . اذيت او، اذيت من و خشنودى او خشنودى من است . و نيز فرمود: خدا، من و على و فاطمه و حسن و حسين (عليهم السلام ) را از يك نور آفريد.
(شهادت حضرت فاطمه سلام اللّه عليها)
حضرت فاطمه (س ) اولين كسى از اهل بيت بود كه پس از فوت رسول خدا (ص ) آله و سلم دار فانى را وداع گفت . حضرت فاطمه (س ) پس از فوت پدر گرامى خود، رسول خدا(ص ) كمتر از يك سال زندگى نمود. مدت حيات ايشان را پس از رسول خدا(ص ) از چهل روز تا هشت ماه نوشته اند. حضرت فاطمه (س ) در اين دوران كوتاه در راه دفاع از حريم ولايت و امامت و خلافت على عليه السلام به شهادت رسيد. حضرت على (ع ) طبق وصيت ايشان ، حضرت را شبانه و مخفيانه به خاك سپرد. در مورد مكان دفن آن حضرت چند احتمال است : 1- خانه خود آن حضرت 2- قبرستان بقيع 3- ميان قبر و منبر پيامبر حضرت فاطمه سلام اللّه عليها در سال يازدهم هجرى و در سن هيجده سالگى به شهادت رسيد.در مورد ماه و روز شهادت آن حضرت سوم جمادى الثانى ، سيزدهم ربيع الثانى ، و بيست و هفتم جمادى الاولى را نوشته اند.

برگرفته از سایت دوران  http://www.ghadeer.org

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 19:14  توسط محمدبرگی  | 
حضرت آيت الله العظمى سيدعلى خامنه اى در سال 1318 هجرى شمسى در يك خانواده روحانى ، در شهر مشهد چشم به جهان گشود. وى دوران طفوليت و نوجوانى خود را در همين شهر گذراند و در سن 18 سالگى براى ادامه تحصيل به نجف اشرف مشرف شد. آيت الله العظمى خامنه اى مد ظله العالى در سال 1337 در محضر درس امام خمينى ره آيت الله العظمى بروجردى ره و آيت الله العظمى حائرى ره حضور يافتند و تا سال 1342 در حوزه علميه قم به كسب معارف اسلامى پرداختند و پس از آن تحصيلات خود را تا سال 1347 در حوزه علميه مشهد ادامه دادند.
ايشان در سال 1341 به خيل همراهان نهضت اسلامى پرداختند و يك سال بعد در حالى حامل پيام امام خمينى در مورد عاشوراى سال 42 به مرحوم آيت الله ميلانى بودند در بيرجند توسط ماءموران حكومتى دستگير و پس از آزادى از زندان به قم بازگشتند و سپس در ماءموريت ديگرى هنگام مسافرت به زاهدان مجددا دستگير و در زندان قزل قلعه زندانى گرديدند.
آيت الله العظمى خامنه اى مد ظله العالى در فاصله سال 43 تا 57 حدود سه سال از عمر خود را در اسارت در زندانهاى رژيم شاه به سر بردند و يك سال نيز به ايرانشهر تبعيد شدند. در سال 1343 به همراه گروهى از مدرسين حوزه ، يك سازمان مكتبى سياسى مخفى را پايه ريزى نمودند كه پس از كشف اين تشكيلات متوارى و سپس دستگير و زندانى شدند.
رهبر معظم انقلاب اسلامى مد ظله العالى در سال 1350 كلاسهاى مخفى تدريس معارف اسلامى داشتند و در اين زمان به دليل پيدايش جو مبارزات مسلحانه ، شديدا مورد پيگيرى عمال رژيم قرار گرفتند و در سال 1353 مجددا دستگير و در شكنجه گاه مشترك ضد خرابكارى زندانى گرديدند و يك سال بعد، پس از آزادى از زندان ، كلاسهاى تفسير قرآن و حديث تشكيل دادند.
آيت الله العظمى خامنه اى مدظله العالى پس از بازگشت از تبعيدگاه ايرانشهر به مشهد، در سال 1357 به همراه چند تن از دوستانش رهبرى مبارزات و شهيد حجت الاسلام والمسلمين باهنر و به يارى حجت الاسلام والمسلمين هاشمى رفسنجانى ، آيت الله موسوى اردبيلى و ديگر همرزمان خويش ، طرح اوليه حزب جمهورى اسلامى را پى ريزى نمودند.
در اواخر سال 1357 آيت الله العظمى خامنه اى از طرف امام امت به عضويت شوراى انقلاب منصوب شدند و در 27 مرداد 1358 مسؤ وليت معاونت وزارت دفاع در امور انقلاب را پذيرفتند و در تاريخ 10 آذر همان سال از سوى امام ره به سمت فرماندهى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى منصوب و در پانزدهم همان ماه به عنوان نماينده شوراى انقلاب اسلامى در وزارت دفاع انتخاب گرديدند.
ايشان از سوى امام خمينى به سمت امامت جمعه تهران منصوب شدند و در ارديبهشت 1359 از سوى امام امت به سمت مشاور رهبر در شوراى عالى دفاع منصوب شدند.
در اواخر سال 1359 آيت الله العظمى خامنه اى مدظله العالى به مناطق جنگى جنوب كشور عزيمت كردند و در راءس هياءتهاى بلند پايه اى به كشورهاى چين و هند رفتند.
مقام عظماى ولايت در خرداد1360در مراسم نماز جمعه تهران مواردى از تخلفات و كارشكنى هاى بنى صدر را براى امت بر ملا نمودند و يك ماه پس از آن، به هنگام سخنرانى در مسجد ابوذر تهران توسط منافقين، ترور و مجروح شدند كه به مدت 42 روز تحت معالجه و درمان قرار گرفتند كه پس ‍ از مرخصى از بيمارستان هنوز از ناحيه دست راست از نظر حركتى دچار مشكل بوده و معظم له به عنوان افتخار و پشتوانه جانبازان انقلاب اسلامى، در خيل جانبازان قرار گرفتند.
آيت الله العظمى خامنه اى مد ظله العالى در تاريخ 10 شهريور 1360 در جلسه شوراى مركزى حزب جمهورى اسلامى به عنوان سومين دبير كل حزب انتخاب و روز 24 همان ماه كانديداى انتخابات رياست جمهورى گرديدند.
ايشان در انتخابات ماه بعد يعنى 13/7/1360 با اكثريت مطلق از مجموع نزديك 17 ميليون نفر (در حدود 95./. آراء) به مقام رياست جمهورى اسلامى برگزيده شدند. يك روز بعد از انتخابات، شوراى نگهبان اعتبار نامه ايشان را تاءييد كرد و در روز هفدهم همان ماه در روز عيد سعيد فطر حكم ر